آه مِـن قِـلَّـت الـزاد وَ طـول الـطَـریـق

مـا بـرای ایـن دنـــیـــا نـیـسـتـیـم...

آه مِـن قِـلَّـت الـزاد وَ طـول الـطَـریـق

مـا بـرای ایـن دنـــیـــا نـیـسـتـیـم...

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
پیوندها

روس‌ها حتی فاضلاب پوتین را جمع‌آوری می‌کنند!/ از «ژن خدا» تا «دیجیتال دراگز»؛ «بیوتروریسم انتحاری» چیست؟

 

اخیراً چیزی درست شده برای عملیات انتحاری بیوتروریستی. ویروس را وارد بدن فرد انتحاری می‌کنند؛ او به مراکز جمعیتی هدف می‌رود و افراد کثیری را آلوده می‌کند و خودش می‌میرد.

 

گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، دکتر کرمی این روزها به قول خودش پس از 30 سال کار در حوزه بیوتروریسم تصمیم گرفته تا رسانه‌‌ای شود. او که همه فرصت‌های مادی و علمی‌اش در اروپا و آمریکا را به خاطر ایران رها کرده حالا تنها راه خدمت به کشورش را در آگاه‌سازی مردم نسبت به خطرات بیوتروریسم می‌بیند. استاد تمام بیوتکنولوژی پزشکی در یک گفت‌وگوی طولانی با خبرگزاری دانشجو موضوعات جالب و قابل تأملی درباره پدیده بیوتروریسم می‌گوید.

 

اول از او می‌خواهیم تا کمی از گذشته خودش بگوید. کرمی از سپاه دهه شصت شروع می‌کند. زمانی که جمهوری اسلامی برای اولین به موضوع تهدیدهای بیولوژیکی می‌پردازد. کرمی می‌گوید: «من نزدیک 32 سال است درباره بیوتروریسم تحقیق می‌کنم. زمان دفاع مقدس به من مسئولیت دادند تا موضوع تهدیدهای بیولوژیک را پیگیری کنم. آن زمان ما اطلاعات زیادی در این خصوص نداشتیم. زمانی که معلوم شد عراقی‌ها سلاح بیولوژیک دارند این حساسیت در کشور به وجود آمد و من محور این موضوع در ایران شدم. الآن به صدها کنگره و کنفرانس بین‌المللی درباره بیوتروریسم دعوت می‌شوم. چراکه هم در عرصه نظری و هم در عرصه عملی درباره بیوتروریسم حرف برای گفتن دارم.»

 

حالا دیگر وقت آن رسیده تا به اصل مطلب بپردازیم. بیوتروریسم چیست؟ کرمی با تاریخ شروع می‌کند و پاسخ می‌دهد: « کتاب ذخیره خوارزم‌شاهی به موضوع بیوتروریسم پرداخته است. آن زمان کنیزهای 13 ساله‌ای می‌آوردند و ذره ذره به آن‌ها سم می‌خوراندند. از یک صدم حد کشنده شروع می‌کردند تا برسند به صد برابر آن! بدن این دخترها کاملاً مقاوم می‌شد. بعد کنیز را به شاه یا هر شخص مهم دیگری که می‌خواستند هدیه می‌کردند. کنیز غذای شاه را آلوده می‌کرد. اول خودش می‌خورد، شاه اطمینان می‌کرد و می‌خورد و چپ می‌شد!»

 

کرمی از شاخه‌های مختلف بیوتروریسم سخن می‌گوید. اولین و شاید شناخته شده‌ترین شاخه در بیوتروریسم، حذف اشخاص است. شاخه‌ای که این روزها با خبر ترور نادر طالب‌زاده بیشتر مورد توجه قرارگرفته است. کرمی درباره ترورهایی که از اول انقلاب تا امروز کشف و خنثی شده می‌گوید: «از اول انقلاب بارها نامه‌هایی آلوده برای مسئولان مختلف کشور ارسال شده که ما توانستیم آنها را شناسایی کنیم. از فرماندهان منطقه‌ای سپاه بگیرید تا مقامات بالاتر، سابقه چنین نامه‌هایی داشته‌اند. البته از چندین سال پیش به مرکز مهم هم آموزش داده شده و هم دستگاه‌های خاص شناساگردارند که عوامل بیولوژیک را شناسایی می‌کنند.»

 

استاد برجسته بیوتکنولوژی پزشکی که به قول خودش خارج از ایران مشهورتر از داخل است از ترور شخصیت‌های سیاسی بزرگ سیاسی دنیا صحبت می‌کند. کرمی معتقد است: « تمام رئیس جمهورهای آمریکای جنوبی که با ما دوست هستند، سرطان دارند. عرفات را با پلوتونیوم 210 کشتند. رئیس جمهور اوکراین را یع دی اکسین الوده و می‌خواستند حذف کنند. ظاهرش را به هم ریختند تا رای نیاورد. بیمارش کردند. خب کسی به این رای نمی‌دهد. با بیوتروریسم می توانند حکومت عوض می‌کنند.»

 

او در توضیح اهمیت موضوع بیوتروریسم در بین شخصیت‌های سیاسی توضیح می‌دهد: « بعد از سفر رئیس جمهور روسیه به ایران حتی فاضلاب‌های پوتین را برگرداندند. می‌دانید چرا؟ از ادرار و مدفوع می‌شود همه بیماری‌های فرد را تشخیص داشت. یکی از روسای جمهور آمریکای لاتین را به همین روش اسکن کردند و فهمیدند که سرطان روده بزرگ دارد و به زودی می‌میرد. شروع به کار کردند برای انتخاب جایگزینش. آقای پوتین می‌داند ممکن است نمونه‌هایش چه کاربردهایی داشته باشد. همین چاوزی که این اواخر ترور شد؛ وقتی به ایران می‌آمد آبش را هم با خودش از ونزوئلا می‌آورد.»

 

او برای توضیح اهمیت پرداختن امنیتی به موضوع بیوتروریسم به خاطره یک دانشمند آمریکایی استناد می‌کند و می‌گوید: « یکی از بزرگان بیوتروریسم آمریکا می‌گفت ما به بودجه‌ای نیازمند بودیم. رئیس جمهور مخالفت می‌کرد. گفت یک فکری کردیم تا رئیس‌جمهور را متوجه اهمیت موضوع کنیم. گیت‌های کاخ سفید خیلی پیچیده است. یک پاکت درست کردم و عامل بیولوژیک غیر بیماریزا (شبیه عامل بیولوژیک اصلی) را داخل آن گذاشتم و بعد برای جلسه به کاخ سفید رفتم از همه گیت‌های چک و بازرسی گذشتم و نامه را وارد جلسه کردم و نشان دادم تروریست‌ها به این راحتی می‌توانند نامه را حتی به شما برسانند. قانع شد تا حمایت مالی کند.»

 

ماجرای استفاده سیاسی از بیوتروریسم به همین‌جا ختم نمی‌شود. کرمی معتقد است آمریکایی‌ها در قالب پروژه‌های بزرگی برای مدیریت جهان از بیوتروریسم استفاده‌های مختلفی می‌کنند. او می‌افزاید: « بعد از شوک 11 سپتامبر یک نفر ‌پاکت‌هایی را آماده کرد و برای سناتورها و افراد معروف آمریکا فرستاد. هدف این پاکت‌ها چه بود؟ عامل این حمله یک دانشمند ارتش امریکا بود به نام اوینز . او در نامه نوشته بود که این عامل یعنی سیاه زخم را داریم. هدف این بود که سناتورهای مخالف حمله به عراق را برای این جنگ قانع کنند.»

 

کرمی برای توضیح توانمندی بیوتروریسم در دنیا با کمی تردید از این که اجازه دارد این ماجرا را بگوید یا نه، داستانی را تعریف می‌کند. او بعد از کمی سبک و سنگین کردن، می‌گوید: «12 سال پیش ما را دعوت کردند به یک جلسه فوق محرمانه. موضوع این بود که در یکی از مدارس روستایی کردستان دست چپ همه دخترها فلج شده بود. خیلی عجیب بود. من گفتم یک چیزی در اطلاعات جمع شده کم است. یک ماه بعد اطاعات را دوباره چک کردند. گفتند آن طرف مرز یک وانت می‌آمده و لوازم آرایش می‌فروخته. جالب اینکه قیمت محصولات این وانت یک دهم قیمت بازار بوده و همه دخترها از او انواع لوازم آرایش را خریده بودند. من گفتم خودش است! ببینید دانش به جایی رسیده که می‌توانند انگشت سبابه دست چپ شما را فلج کنند.»

 

کرمی با شوق و اشتیاقی خاصی صحبت می‌کند. او معتقد است خدا به نیت خیرش برکت داده و همواره او را برای یافتن دانش جدید در حوزه کاری‌اش یاری کرده است. مثل پیدا کردن مطلبی درباره یک مرکز مهم بیوتروریسم در اسرائیل که در یک روزنامه مصری اولین بار خبرش را خواند و کم کم اطلاعات کسب کرد. او در توضیح این مجموعه اسرائیلی می‌گوید: «مجموعه تحقیقاتی در اسرائیل هست  به نام «مرکز تحقیقات بیولوژیک» که وظیفه‌اش تهیه عوامل و سموم بیولوژیک برای ترور شخصیت‌های ضد اسرائیلی مخصوصاً ایرانی‌ها و فلسطینی‌ها است. چند سال پیش پاکتی به دفتر نمایندگی ما در نیویورک ارسال شد که اسرائیلی‌ها در آن گفته بودند هرکس علیه اسرائیل فعالیت کند ما او را ترور بیولوژیک می‌کنیم. 300 نفر با مدرک Phd آنجا کار می‌کنند.»

 

استاد در توضیح توانمندی‌های جدید علمی در حوزه بیوتروریسم می‌گوید: « الآن سلاح‌هایی درست کرده‌اند بر اساس ژنتیک. با سنتز ژن‌ نژادهای مختلف می‌توانند عاملی را ایجاد کنند که یک قوم را بکشد اما روی قوم دیگری تأثیر نداشته باشد. مثلاً ویروس پخش می‌شود، وارد بدن اعراب و اسرائیلی‌ها می‌شود. فلسطینی‌ها را می‌کشد ولی اسرائیلی‌ها سالم می‌مانند.»

 

کرمی پس از این توضیحات احساس می‌کند کمی مخاطبانش را ترسانده، لذا ادامه می‌دهد: « ایران هم از نظر تکنولوژیک در جایگاه خوبی قرار دارد. در ایران  داروهای نوترکیبی ساخته ایم که فقط 3 کشور در دنیا توان ساخت آن را دارند. ما آزمایشگاه‌هایی داریم که می‌توانند با سرعتی که دشمنان فکرش را هم نمی‌کنند عوامل بیولوژیکی را تشخیص بدهند.»

 

کرمی البته معتقد است بیوتروریسم محدود به شکار افراد نیست. او در توضیح اشکال مختلف بیوتروریسم می‌گوید: « بیوتروریسم فقط مربوط به انسان نیست. ما بیوتروریسم دامی، غذایی و کشاورزی هم داریم. منابع غذایی شما را آلوده می‌کنند. 40 سال پیش کرم ساقه‌خوار را آمریکایی‌ها وارد ایران کردند. شما می‌دانستید برای اینکه به کشاورزی شما ضربه بزنند آفت وارد این کشور می‌کنند؟ این همه توریسم وارد کشور می‌شود. معلوم نیست چه موادی را با خود می‌آورند. فیلم برنج‌ خونین آقای «قویدل» به خوبی این مورد را نشان داد. در این فیلم ماجرای ورود کرم‌های ساقه‌خوار که 2 خبرنگار آمریکایی وارد شالی‌زارهای شمال می‌کنند به تصویر کشیده شده است. خب بعد از وارد کردن این آفات چه شد؟ مجبور شدیم کلی سم از خارج وارد کنیم. اینها وابستگی می‌آورد.»

 

او در ادامه نمونه دیگری از ماجرای بیوتروریسم را تعریف می‌کند. «دیجیتال دراگز» نام پروژه جدیدی است که دکتر کرمی آن را نمونه دیگری از بیوتروریسم می‌داند. او در توضیح «مواد مخدر دیجیتالی» می‌گوید: « یک چیزی جدیداً آمده به نام «مخدرهای دیجیتال». یک سری فایل‌های صوتی هستند. بعد از دانلود می‌گوید که هر دو گوشی را با هم بگذارید. یکی 104 هرتز است و دیگری 114 هرتز. اولش می‌گویید چه موسیقی آرامی است اما یواش یواش معتاد می‌شوید.»(برای اطلاعات بیشتر اینجا را مشاهده کنید)

 

ماجرای «Fun Vaxe » که بر اساس یافته هایی است که در کتاب God Gene یا «ژن خدا» پروژه جدید دیگری است که دکتر کرمی از آن سخن می‌گوید. او با حسرت می‌گوید ای کاش می‌شد با علما درباره این موضوع صحبت کنیم و در توضیح ماجرا می‌گوید: « پروژه جدید که الآن داریم روی آن کار می‌کنیم «GOD GENE» است. دشمن عامل کلیدی قدرت ما را پیدا کرده است و آن «ایمان» است. بچه‌های مدافع حرم چرا می‌روند سوریه می‌جنگند؟ به خاطر ایمان‌شان. ‌از قدیم یک دعوایی بود که ما محصول تربیت هستیم یا طبیعت؟ پرداختن به اینها کمی حساس است.  متخصصین در پلیس آگاهی می گویند بعضی از این خلاف‌کارها یک چیزی در ذات‌شان دارند. 20 سال هم زندان بروند درست نمی‌شوند. ما در ادبیات‌مان داریم «تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است» پروفسور دینانی چند وقت پیش در تلویزیون می‌گفت کسانی که ذات خوبی دارند حتی اگر به دیگران شر برساند، اذیت می‌شوند.»(برای اطلاعات بیشتر اینجا را مشاهده کنید.)

 

او در ادامه ماجرای «ژن خدا» می‌افزاید: «به نظر شما کسی که انحراف جنسی دارد دلیلش چیست؟ یکی از اینها پیش من آمده بود. می‌گفت دکتر دست خودم نیست! بابا من می‌خواهم دختر باشم. می‌گفت به خدا یک چیزی از درون من است. کتاب «ژن خدا» می‌پرسد ایمان ژنتیکی است؟ آمریکا می‌گوید ما باید و ایمان این بچه های مومن ایرانی‌ها را از بین ببریم یا تخفیف کنیم تا اینهمه مقاومت نکنند چون دین و ایمان که برود دیگر مقاومتی نخواهند کرد. این کتاب اثبات می‌کند که دین‌داری وابسته و ایمان ریشه ژنتیکی دارد . آنها می‌گویند با کاهش فعالیت ژن می‌خواهیم «بنیاد گراها» را نابود کنیم. البته من معتقدم این اتفاق نخواهد افتاد. شاید آنها این سلاح را درست کنند و اثراتی هم داشته باشد اما نمی‌توانند همه چیز را کنترل کنند.»

 

داعش دروازه خطر دیگری است که استاد نگران آن است. او معتقد است: « داعش الآن در پی دست‌یابی به عوامل بیولوژیک است. داعش هرجا که رفته وارد بیمارستان‌ها شده ازمایشگاه ها شده نمونه های میکروبی را انواع میکروب‌ها را برداشته است. به نظر من آنها دیگر دنبال بمب‌گذاری در ایران نخواهند رفت البته قطعا دست از عملیات انتحاری بر نخواهد داشت. شاید داعش بخواهد در مواد غذایی و کشاورزی‌ ما کاری کند. مسئولان باید سطح هشدار بیوتروریسم را بالا ببرند. این ترساندن مردم نیست. این حرف‌ها برای نگرانی مردم نیست برای هشیاری مسئولین است که غلفت نکنند و الا دشمن همانجا ضربه می‌زند.»

 

در ادامه بحث خطر استفاده داعش از سلاح‌های بیولوژیک دکتر به ابداع روش جدیدی در حوزه بیوتروریسم به نام عملیات انتحاری بیوتروریستی اشاره می‌کند. کرمی توضیح می‌دهد: « اخیراً چیزی درست شده برای عملیات انتحاری بیوتروریسم. یک نفر را برای مأموریت انتخاب و یک ویروس به آن تزریق می‌کنند. تا زمانی ویروس رشد کند خودش را به مقصد می‌رساند. برایش توضیح می‌دهند که هروقت علائم شروع شد برو داخل بازار و مراکز و جمعیتی و همه را آلوده کن. او هم به جای اینکه خودش را منفجر کند بر اثر بیماری می‌میرد اما آن بیماری را بین مردم شیوع می‌دهد.»

 

در پایان دکتر باب گلایه از مسئولان را باز می‌کند. او معتقد است مسئولان امر توجه لازم به موضوع بیوتروریسم ندارند. کرمی می‌گوید: « من 30 سال است دارم درباره تهدیدات نوظهور بیولوژیک و بیوتروریسم در عرصه های مختلف صحبت می‌کنم. ولی کسی گوش به این حرف‌ها نمی‌دهد خیلی جدی نمی گیرند چون نامحسوس است چون پنهانی است اگر یک نفر را با اسلحه ترور کنند همه حساس می شوند ولی اینها ترورهای خاموش و خزنده است تدریجی بنابر این چون شناختش دشوار و سخت است و سر و صدایی ندارد مسئولین جدی نمی گیرند انکار می کنند نه این که ترور بیولوژیک نیست از کجا معلوم است باشد و این خودش خطر است که حساسیت نداشته باشند و دشمن از همین غفلت ضربه بزند. الآن چند مورد اثبات شده حالا رسانه‌ها نسبت به آن حساس شده‌اند. حتی الآن هم که این موضوعات رسانه‌ای شده مسئولان می‌گویند این موارد مشکوک است. من به تمام مسئولان نظامی، امنیتی و دستگاه‌های دیگر این مسائل را آموزش داده‌ام اما همیشه تصور می‌کنند این یک موضوع فرضی است. هرچقدر سند و مدرک ارائه می‌دهم، می‌گویم صهیونیست‌ها برای ترورهای بیولوژیک مرکز دارند اما جدی گرفته نمی‌شود. حالا که آقای طالب‌زاده موضوع را رسانه‌ای کردند، یک حرکت احساسی در کشور شکل گرفته است. من خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده است ولی مطمئن باشید یکی دو ماه بیشتر طول نمی‌کشد و باز این سرو صداهای رسانه‌ای که خوابید حساسیت ها از بین می رود باز روز از نو!»

 

کرمی از این ناراحت است که مسئولان فقط بمب و موشک را تهدید می‌دانند و نگران است که غفلت مسئولان از تهدیدهای نوینی مثل بیوتروریسم در آینده برای کشور مشکل‌ساز شود. او توضیح می‌دهد: «تهدید فقط با بمب و موشک نیست. الآن اشراف اطلاعاتی و اقتدار کشور به مرحله‌ای رسیده که امکان بمب‌گذاری و از این دست اقدامات وجود ندارد یا به شدت کاهش یافته. دشمن رو به کارهایی مثل بیوتروریسم آورده. حرف پیچیده‌ای نیست. چندتا از فلسطینی‌ها را اینطوری ترور کردند؟ دیوید کلی کمی درباره بیوتروریسم صحبت کرد چگونه حذفش کردند! من 5 هزار صفحه سند درباره این موضوعات دارم ولی متأسفانه کشور ما اینطوری است. حتما باید یک اتفاقی بیفتد تا ما به یک موضوعی توجه کنیم.»

 

استاد تمام رشته بیوتکنولوژی پزشکی در انتقاد از مسئولان می‌گوید: «به من می‌گویند دکتر شما توهم توطئه داری! سیاه نمایی می کنید؟ به همه چیز مشکوکید؟ چرا مردم را می‌ترسانید؟ جالب است در دنیای پیشرفته این مطالب هر روز در رسانه ها ذکر می شود برای افزایش اگاهی مردم و مسئولین کسی هم نمی ترسد اینجا چون یک دفعه مطرح شده و شناخت نبوده برخی وحشت کرده اند بر عکس رسانه ها آنقدر باید بنویسند تا مسئولین هشدار باشند  ایا من اطلاع رسانی نکنم؟ چون تو مسئول ناراحت می‌شوی؟ چون تو نمی‌توانی پاسخگو مردم باشی؟ اشکال ندارد! من با رسانه‌ها کارم را پیش خواهم برد چون واقعا از برخی مسئولان مأیوس شده‌ام. نه اینکه تهدید را نشناسند اما از آنجایی که می‌دانند عمل کردن چقدر مسئولیت‌زا است از آن شانه خالی می‌کنند. صورت مسئله را پاک می کنند که دیگر سئوالی نشود که چه کرده ای و ....؟ دشمن هم چون می‌داند ما در این زمینه سست هستیم مشغول به کار شده است. من سند دارم که داعش دنبال بیوتروریسم است. فلان مسئول بلندپایه زنگ زده به من دکتر حرف نزن! گفتم خدا هدایتت کند! ما در کشور ضعف مدیریت داریم. مسئولان چسبیده‌اند به صندلی‌هایشان و نمی‌خواهند تکان بخورند اما من این موضوعات را در جلسات، همایش ها و مقالات مطرح خواهم کرد. برخی از مسئولین از من خوششان نمی‌آید. می‌گویند مطالبات مردم را بالا برده‌ای. گفتم شما باید جواب مردم را بدهید. شما باید امینت مردم را تأمین کنید. شما باید مراقب مسئولان نظام باشید. شما باید مواظب امثال آقای طالب‌زاده باشید که آبروی صهیونیست‌ها را برده است. خب وقتی او را رها می‌کنید معلوم است آنها از فرصت استفاده می‌کنند.»

 

کرمی در پایان صحبت‌هایش با ارائه نمونه‌هایی بر ضرورت هشیاری بیشتر دستگاه‌های امنیتی تأکید می‌کند و می‌گوید:  «ما باید با جدیت این تهدیدات را بررسی کنیم و آمادگی کامل داشته باشیم. امریکا علاوه بر سیستم مدیریت بحران و پدافند زیستی الآن در حال اجرای برنامه پدافند پیش دستانه است؛ یعنی تهدید را در منشأ کاهش می‌دهند. با همین فرآیند بحث برنامه هسته‌ای صلح آمیز ما را اینقدر بزرگ کردند که همه دنیا فکر کنند تهدید است. پدافند پیش دستانه می‌گوید تهدید فرضی را باید در مبدأ نابود کنید. حتی اگر تصور هم شده ایران مثلا صد سال دیگر هسته‌ای نظامی شود حالا باید ان را خنثی کرد. پدافند پیش دستانه یعنی اگر دیدی کشوری تهدید بر علیه تو است آن تهید را با روش‌های دیپلماتیک و فشار سیاسی خنثی کن.

  • ۰ نظر
  • ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۱
  • ۱۳ نمایش
  • بی نام

خانم کلینتون از نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا و وزیر خارجه ی وقت دولت اوباما در کتاب خاطراتش می‌گوید که بشار اسد با محاسبات ما در حال سقوط بود، اما در کنار مستشاران ایرانی و تنها ورود کمتر از هزار نیروی رزمنده‌ی مقاومت از حزب‌الله لبنان، تمام معادله به ضرر ما برهم خورد.

  • ۰ نظر
  • ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۲۶
  • ۱۰ نمایش
  • بی نام

رضا جان!

دلخوش به عیدی ام، سفر از جنس اربعین

آقا قرار بعدی ما موکب الرضا

  • ۰ نظر
  • ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۳
  • ۱۳ نمایش
  • بی نام

پَرِگاهی...

۱۸
مرداد

  • ۰ نظر
  • ۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۵۲
  • ۱۳ نمایش
  • بی نام

حبّ و بغض

۱۱
مرداد

استادی می فرمود:

تأثیر ناخواسته و ناخود آگاه حبّ و بغض های پنهان و آشکار بر روی افکار و موضع گیری های آدم، مهم ترین عامل هدایت و گمراهی است.

اگر آدم ها علاقه ها و نفرت های خود را کنترل کنند و یا لااقل مراقب آثار آن در اندیشه ی خود باشند، جلوی اکثر خطاها گرفته می شود .

حبّ و بغض ها امکان گفتگو را هم سلب می کند

  • ۰ نظر
  • ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۰۸
  • ۶ نمایش
  • بی نام

 

عاشقت هستم

شدیداً دوستت دارم ولی

دلبری هایت بماند بعد فتح سوریه

  • ۰ نظر
  • ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۵۸
  • ۳ نمایش
  • بی نام

سلامتی و نصرت مسلمانان مظلوم کشمیر و همه مظلومان عالَم

صلواتی بر محمد و آل محمد علیهم السلام هدیه کنیم

  • ۰ نظر
  • ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۰
  • ۱۷ نمایش
  • بی نام

در مسابقه شیر با آهو، بسیاری از آهوها برنده می شوند.

چون شیر برای غذا می دود ولی آهو برای زندگی.

پس "هدف" مهم تر از "نیاز" است

  • ۰ نظر
  • ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۷
  • ۱۵ نمایش
  • بی نام

دو چیز خیلی سر و صدا می کند

یکی خرده پول

دیگری خرده معلومات

  • ۰ نظر
  • ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۵:۴۹
  • ۲۵ نمایش
  • بی نام

 

 

1- «جنگ اُحد نقطه مقابل جنگ احزاب است». این گزاره را رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر دانشجویان عنوان کردند. ایشان، هم وضعیت امروز را مشابه جنگ سخت احزاب دانستند که سرانجام آن پیروزی است و هم تصریح کردند نقطه مقابل آن ایمان و عزم پیروز در جنگ احزاب، وضعیت جنگ احد است. وقتی تاریخ را مرور می‌کنیم، با وضعیت شگفت‌انگیزی مواجه می‌شویم. جنگ احد وقتی به میانه می‌رسد، تصور بر پیروزی قطعی است اما ناگهان جنگ مغلوبه می‌شود و دشمن منهزم و در حال فرار، خود را با شبیخون احیا می‌کند و ضربات کاری می‌زند که شهادت امثال جناب حمزه سیدالشهدا از آن جمله است؛ حتی پیامبر و امیرمومنان علیهما‌السلام نیز تا مرز شهادت پیش می‌روند و جراحت‌های شدید می‌بینند. در نقطه مقابل، جنگ احزاب است که آغاز آن بسیار هول‌انگیز است؛ دشمن با چند برابر استعداد نیرو و جمع‌آوری همه احزاب کفر و نفاق منطقه هجوم می‌آورد و محاصره را تنگ می‌کند و از خط دفاعی (خندق) عبور می‌کند... اما سرانجام این جنگ، پیروزی بزرگ در ترازی است که مقدمه پیروزی‌هایی بزرگتر (فتح قلعه خیبر و فتح مکه) می‌شود. چرا چنین می‌شود؟ راز تبدیل و تبدّل پیروزی به ناکامی و «شرایط سخت محاصره و فشار» به «پیروزی» کدام است و ما در این وضعیت دوگانه «احد - احزاب» در کدام موقعیت ایستاده‌ایم؟ آیا جز این است که در این 37 سال هر دو وضعیت را بارها تجربه کرده‌ایم؟
2- وقتی می‌گوییم شرایط امروز، شرایط جنگ احزاب است یعنی چه؟ نقشه و هندسه کلی جنگ احزاب (خندق) کدام است؟ سوره احزاب با یک فرمان به پیامبر(ص) آغاز می‌شود؛ «یا ایها النبی اتّق الله و لا تطع الکافرین و المنافقین». اگر می‌خواهی باتقوا باشی، شرط آن عدم تبعیت از دو گروه کفار و منافقین است. معارضه و مبارزه از همین جا آغاز می‌شود. کفر، عین استکبار و استیلاطلبی و تسلیم‌خواهی است. و نفاق، شعبه پنهان کفر است که گاه به اعتبار خزندگی و پنهانکاری و دورویی، خطرناک‌تر از جبهه کفر عمل می‌کند اما در همان اردوگاه است. موضوع بعدی، یکدلی یا دو دل و مردد و متزلزل بودن است. «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه». منافقین که دو قلب برای دو محبت متضاد ندارند، پس در حقیقت آنها با دشمنان هستند. ایمان، میثاق الهی با همه انبیا و اولیاء و پیروان آنهاست که عیار و جوهر آن فقط با آزمون‌های سخت معلوم می‌شود. صدق و کذب ادعای ایمان باید در بوته آزمون سخت معلوم گردد؛ مدینه باید محاصره شود و جان‌ها از ترس بر لب برسد تا مومنان و منافقین و مرجفون و دنیاپرستان از هم متمایز وگرنه، مدینه امن و پرنعمت و صلح که همه را مومن می‌کند. مدینه که به محاصره درآمد، سوءظن و بدگمانی به خدا آغاز شد. پای تهدیدها به میان آمد و با خود زلزله آورد؛ زلزله بالای 8 ریشتر در اعتقاد مدعیان ایمان. «هنالک ابتلی المومنون و زلزلوا زلزالا شدیدا». از تهدیدها، سست عنصری‌ها معلوم شد. آنها که سلامت شخصیت نداشتند و بنیان شخصیت را محکم نکرده بودند با ادبیات مختلف جا زدند و زبان‌درازی کردند. 
گروهی گفتند «خدا و رسول او جز وعده دروغ و فریب به ما ندادند» و دیگران قیافه دلسوزها را گرفتند که «ای مردم یثرب (مدینه) این جنگ، جای شما نیست، برگردید» و شماری «گفتند خانه‌های ما بی‌سرپناه است، اجازه بده برگردیم به خانه خویش... اگر کافران بر آنها داخل می‌شدند و پیشنهاد بازگشت به کفر را می‌دادند می‌پذیرفتند حال آن که با خدا پیمان بسته بودند.» بدعهدها با زلزله اعتقادی ناشی از محاصره و تهدیدها، باطن خویش را بیرون ریختند؛ چونان ساختمان محکم‌کاری نشده و سر‌هم‌بندی شده‌ای که با اندک تکانی فرو ریزد.
3- کاروان دشمن هنوز نیامده بود و در راه بود. اما خبر ابهت آن پیشاپیش رسیده بود. مسلمانان در حال حفر خندق بودند که به سنگ بزرگی رسیدند و نتوانستند آن را بشکنند. از پیامبر(ص) استمداد کردند. حضرت 3 بار ضربه زدند و هر 3 بار از سنگ جرقه‌ای برخاست و سپس شکست و فرو ریخت. حضرت تکبیر گفتند و جمعیت تاسی کردند. کار که به سرآمد، از راز تکبیرها سوال کردند. حضرت فرمود در بارقه هر یک از ضربت‌ها، فتح شام و روم، ایران، و یمن را دیدم. بشارت باد بر شما پیروزی! منافقین که از صحنه دور شدند، همین ماجرا را به استهزا گرفتند. «و اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا» گفتند دلشان خوش است! تا چند روز دیگر پدرشان را در همین مدینه در می‌آورند اما وعده شکست دو ابرقدرت بزرگ دنیا را می‌دهند؛ چه دروغی!... قرآن می‌گوید هم از ترس از مرگ چشمانشان مانند محتضر گرد شد و هم با زبان‌های تلخ و تند به ملامت و سرزنش برخاستند؛ آنها دو ویژگی داشتند «اشحهًْ علی‌الخیر» (شدیدا مال‌پرست بودند) و «لم یومنوا فاحبط الله اعمالهم. هرگز ایمان نیاوردند و خداوند هم اعمال آنها را نابود کرد.»... تهدید و ترس آن هنگام به نهایت رسید که پهلوان حریف از کانال عبور کرد و عربده کشید «کجاست قهرمان شما که یا او را بکشم و به ادعای شما  به بهشت برود،‌ و یا او مرا بکشد و به زعم شما من به جهنم بروم؟!» می‌گفت «آن‌قدر فریاد زدم که صدایم گرفت». مرد می‌خواست مرگ را به جان بخرد و با عمرو بن عبد ود گلاویز شود؛ دیو تنومندی که با کسی نجنگیده بود مگر او را از پا درآورده بود.
4- مسلمان باشی یا کافر، واقعیت تاریخ است؛ مردی جوان برخاست و 3 بار به دعوت پیامبر(ص) لبیک گفت؛ گفت «من می‌توانم» و نه «نمی‌توانم». ورق برگشت آنجا که علی بن‌ابیطالب علیه‌السلام بهنگام تشخیص دارد و پای کار آمد. «و لمّا رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق‌الله و رسوله و مازادهم الا ایمانا و تسلیما». پیروزی از چنین باوری جوشید تا یک ضربت آن روز، برتر از عبادت جن و انس تا پایان تاریخ شود؛ پیامبر همان لحظه که علی(ع) به جنگ عمرو می‌رفت، فرمود «امروز تمام ایمان در برابر تمام کفر به صحنه آمده است». آن یک ضربت کافی بود که جنگ آغاز نشده، مغلوبه شود و امیرمومنان، جبهه اسلام را از جنگ بی‌نیاز سازد. «و ردالله الذین کفروا بغیظهم لم ینالو خیرا. و کفی الله المومنین القتال... خداوند کافران را بی‌هیچ دستاوردی و با خشم تمام بازگرداند و مومنان را از جنگ کفایت کرد.» در زیارت امیرمومنان می‌خوانیم «السلام علیک یا من کفی الله المومنین القتال به یوم الاحزاب». ویژگی این کفایت‌کنندگان و تهدیدزدایان چیست؟ «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه...»؛ صادق الوعدهایی که دودل و مردد و متزلزل نبودند. پای عهد ماندند چون پایبند هیچ تعلق دیگری در دنیا نبودند.
5- وقتی این عقبه سخت سپری شد و مومنان با عزت و پیروزی از تنگنای جنگ احزاب گذشتند، پیامبر(ص) بشارتی داد که به شهادت تاریخ اتفاق افتاد. فرمود «الان نغزوهم و لایغزوننا». از امروز ما به آنها حمله می‌بریم و می‌جنگیم و آنها قدرت جنگ با ما را نخواهند داشت... این روند، را مقایسه کنید با ماجرای پیروزی بزرگ روز احد که در سرانجام کار از دست رفت؛ «نقطه مقابل[ایستادگی جنگ جنگ احزاب] آن مطلبی است که در جلسه کارگزاران نظام گفتم... روز جنگ احد عده‌ای نتوانستند مقاومت کنند، میدان را رها کردند، پیروزی را تبدیل به شکست کردند. غفلت یا دنیا‌طلبی و کوته‌بینی عده‌ای، همان پیروزی را تبدیل به شکست کرد... عدم رعایت تقوا این جوری است.»
مشابه همین تعبیر را رهبر انقلاب 16 مرداد 90 در دیدار مسئولان نظام (مقارن با دولت دهم) فرمودند: «در قضیه جنگ احد یک عده مأموریت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند رفتند سراغ غنیمت جمع کردن؛ دشمن هم توانست نیروهای اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادی از آنها را بکشد، مفهوم کند... جان مبارک پیغمبر به خطر افتاد... ما یک جاهایی طبق وظیفه عمل نکردیم؛ مراقبت‌هایی را که باید انجام بدهیم، انجام ندادیم؛ یک جاهایی دل‌بستگی‌های خودمان را زیر پا نگذاشتیم، به مشاجرات و رفاه‌طلبی سرگرم شدیم، به منش‌های اشرافی سرگرم شدیم؛ اینها ضعف است؟ وقتی من و شما زندگی‌مان را زندگی رفاه‌طلبانه و اشرافی قرار بدهیم، مردم از ما یاد می‌گیرند... این کارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابیون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگی رفاه‌طلبانه برای خود بود. برای مردم هرچه می‌توانید رفاه ایجاد کنید، هرچه می‌توانید درآمد ملی و ثروت کشور را زیاد کنید اما خودتان نه. مسئولین لااقل تا وقتی مسئولند به زندگی رفاه‌طلبی رو نکنند. غفلت از روحیه جهادی و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگی دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن و نفوذ در فضای رسانه‌های کشور، بی‌مبالاتی نسبت به حفظ بیت‌المال، اینها گناهان ماست، اینها نقاط ضعف ماست.» معظم‌له همچنین در دیدار اخیر اساتید دانشگاه‌ها نسبت به بازسازی الگوی ظالمانه سرمایه‌داری و ایجاد وال‌استریت ایرانی با شکاف میان فقیر و غنی هشدار دادند.
6- می‌گویند چیزی که تو را نکشد، قدرتمندت می‌کند. دشمنی‌های 37 ساله استکبار نه‌تنها ما را از پا در نیاورد بلکه وادار به تکاپو و تحرک و خلاقیت و اراده و قدرتمند شدن و پیش رفتن کرد. برای پیشرفت توأم با عزت و استقلال، لاجرم باید جور خباثت و ملامت دشمن را کشید. به قول سعدی «جور دشمن چه کند، گر نکشد طالب دوست- گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند». خباثت‌های دشمن هرچند به قصد عقده‌گشایی بود اما برای ملت ما به سان واکسن عمل کرد و ما را به میزان بسیار بالایی آسیب‌ناپذیر ساخت. از این حیث برآورد جمیع شرایط، حکایت از پیروزی ملت ما در جنگ احزاب فعلی می‌کند. از دفاع مقدس 8 ساله تا دفاع استراتژیک و پیروز در عراق و سوریه (در مقابل جنگ نیابتی دشمن)، شیردلانی در میانه میدان سینه سپر کرده‌اند و شعارشان شعار امیرمؤمنان است؛‌ «فقمت بالامرحین فشلوا... هنگامی برای اقامه امر خدا قیام کردم که  دیگران فشل بودند؛‌ خود را آن هنگام که دیگران خویش را پنهان می‌کردند، نمایاندم؛‌ سخن گفتم هنگام عجز دیگران از سخن گفتن؛ هنگامی که دیگران زمینگیر بودند به نور الهی پیش رفتم و عبور کردم.» (خطبه 37 نهج‌البلاغه)
اما در اینجا یک تنگه مهم و راهبردی وجود دارد که اگر غفلت شود جنگ را مغلوبه می‌کند. آن تنگه، تنگه اشرافی‌گری و غنیمت‌طلبی و امتیازخواهی برخی مدیران است که هرچند کم‌شمار و در اقلیتند اما خاصیت «آلوده‌سازی»، «عفونی‌کردن» و «فاسدسازی موقعیت» و «ناامید کردن مردم در عین ایجاد ترس و تزلزل در آنها نسبت به دشمن» را دارند؛‌ هم با نگاه طعمه انگارانه به مدیریت، ویژه‌خواری می‌کنند و هم افکار عمومی را از آمریکا می‌ترسانند. نوک کوه یخ فساد و خیانت این جماعت در ماجرای حقوق‌های نجومی پدیدار شد اما ریل‌گذاری مفسدانه این جماعت اشراف مترف و مفسد، عمیق‌تر از اینهاست. اکنون که مطالبه بیت‌المال از مدیران اشرافی تبدیل به گفتمان افکار عمومی شده، دست‌هایی در تلاشند بی‌آبرویی این جماعت فرومایه را به آبروی نظام گره بزنند و مصلحت(!؟) را در مسکوت گذاشتن ماجرا و خراب نکردن روحیه مردم القا کنند. حقیقت اما این است که مبارزه با این ویژه‌خواران مفت‌خور، عین آبرو و اعتبار نظام و نشانه سلامت جمهوری اسلامی است. البته نبرد عدالت با تبعیض‌طلبان خودی‌نما، سخت‌ترین جنگ‌ها و در عین حال ناگزیرترین و اولویت‌دارترین آنهاست؛‌ که آنان معبرگشایان نفوذ و شبیخون ویرانگر دشمنند.
محمد ایمانی
یادداشت روز روزنامه کیهان 95/4/15
  • ۰ نظر
  • ۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۲
  • ۲۶ نمایش
  • بی نام